الشيخ يد الله الدوزدوزاني التبريزي
17
خمس در عصر پيامبر (ص) و پاسخ به برخى شبهات (فارسى)
معناى لغوى و اصطلاحى خمس خمس در لغت به معناى يك پنجم است « 1 » ، و در اصطلاح فقهى آن در شيعه به يك پنجم از درآمد شخص گفته مىشود كه موظف است در راه خدا و براى مصارف معينى پرداخت نمايد . تاريخچه خمس دستگاه مديريت و رياست هر مجموعهاى نيازمند توانايىها و امكانات ويژهاى مىباشد كه برخى از اين توانايىها مربوط به خصائص درونى خود مدير و رئيس است - كه مثلًا بايد علم ، عدالت ، شجاعت و تدبير لازم را داشته باشد - و برخى ديگر از آنها امكاناتى است كه در خارج وجود مدير و رئيس بايد وجود داشته باشد - مثل وجود ياران صالح و ساختار و نظام قانونى لازم ، و همچنين توانايى مالى جهت اداره مجموعه تحت مديريت خويش و . . . امكانات بيرونى همانند حقى براى يك مدير و رئيس در جوامع مختلف به رسميت شناخته شدهاند ، زيرا بدون آنها ، يا توانايى مديريت از ميان مىرود و يا نقص پيدا مىكند . از اين ميان ، امكانات مالى حقى است كه يك مدير براى اداره زندگى خويش و مجموعهاى كه اداره مىكند ، دريافت مىدارد تا ذهنش درگير چگونگى تأمين معاش و پيدا كردن راههاى تأمين هزينههاى اداره زندگى خود و افراد تحت تكفلش نباشد . اين حق رياست در تمام جوامع در طول تاريخ به رسميت شناخته شده ، و از راه دريافت ماليات و . . . تأمين مىشده است . البته اشكال اختصاص اين حق مالى به
--> ( 1 ) - لغت نامه دهخدا : ذيل واژه خمس .